حسن حسن زاده آملى
91
هزار و يك كلمه (فارسى)
اى جمال دانش و دين پرتو روى شما * آفتاب عشق و ايمان تابد از كوى شما تا آخر ( صفحهء 430 كليات ديوان الهى ) و چند تن از اساتيد ديگرش را در شرح حالش نام برده ، در صفحه 369 ديوانش كه فرمود : گهى ز انوار درس فقه و حكمت * از آن دانشوران عرش محضر حكيم آقا بزرگ نغز گفتار * بحكمت نكته سنج و ذوق پرور فقيه آقا حسين و شيخ عارف * هم از بُرسى و استادان ديگر و مرحوم فرزانه را نيز در اين بيت آورده است : همان نصر الله و فرزانه استاد * به خلقان هادى شرع پيمبر ميفرمود كه انفاس قدسى استاد بزرگوار ما مرحوم آقا بزرگ رضوان الله تعالى عليه آنچنان در ما اثر گذاشته بود كه وقتى غنچهء گلى را مشاهده مىكرديم بطورى تجليّات حق جلّ و علا را در آن متجلى مىديديم كه مىخواستيم آن را سجده كنيم . كتاب و كتابخانهاى نداشت و بسيارى از كتابهايش را در زمان حياتش بفروخت و خود كتاب و كتابخانه متحرك بود ، گفتار از خودش مىجوشيد . نسخهاى از حكمت ابن كمونه داشت كه مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى از ايشان ابتياع كرد و اكنون در كتابخانهء مجلس تهران است و نسخه عكسى آن در تصرف راقم است . بسيار قانع بود ملبسش عادى ، و مسكنش عادىتر . سقف خانهاش حصير و چوب هيزمى بود و برق نكشيده بود و مىفرمود برق را در پشت بام كشيدهايم مرادش لامپهاى گوناگون سقف ميناى آسمان يعنى ستارگان بود . گوئيا مرحوم شوكت دربارهء او فرمود : بس كه شد شهد قناعت فرش در كاشانهام * نيشكر گردد اگر پيچى حصير خانهام وقتى در مدرسهء مروى تهران ايشان را ناهارى دعوت كردم ، با كمال گشادهرويى و آقايى پذيرفتند ؛ و اين بنده به وضع طلبگى ناهارى در حجره تهيّه كرده است با چه بزرگوارى ناهار ميل كردند و دعاى خير در حق ما فرمودند كه